قصه می گویم برای ابری که وقتی زار می زند ٬ تازه می گویند هوا دو نفره است !
قصه می گویم برای پیاده رو که سالها کنار دیوار بلند سوخت و ساخت و دلش از فیلتر سیگار سیر نمی شود
قصه می گویم برای دخترکی ...
قصه می گویم برای کفش هایی که بوی جوراب دوست دارند ولی له کردن مورچه هایی که سکوت می کنند را نه
قصه می گویم برای دیوانه که برای هر جرعه آب بهانه ای کوچک به نام قرص می طلبد
قصه هایی کوتاه برای غم هایی بلند
برچسب:
نویسنده: اشکان کاظمی
تاريخ: دوشنبه
22 بهمن
1397 ساعت: 19:54